سلامتی زنان یکی از اهداف اصلی سلامت است . شایع ترین مشکلاتی که زنان با آن مواجه هستند، مربوط به چرخه قاعدگی است . سندرم پیش از قاعدگی (PMS) یکی از شایع ترین اختلالات در سنین باروری است که بر احساسات و عملکرد زنان تأثیر منفی می گذارد .
سلامتی زنان یکی از اهداف اصلی سلامت است . شایع ترین مشکلاتی که زنان با آن مواجه هستند، مربوط به چرخه قاعدگی است . سندرم پیش از قاعدگی (PMS) یکی از شایع ترین اختلالات در سنین باروری است که بر احساسات و عملکرد زنان تأثیر منفی می گذارد .
PMS یک وضعیت بالینی است که در چرخه قاعدگی لوتئال، یعنی در 14 روز آخر چرخه قاعدگی (از زمان تخمک گذاری تا شروع قاعدگی) رخ می دهد. مشخصه آن وجود دوره ای علائم عاطفی، جسمی و رفتاری مکرر است که به طور خود به خود در عرض 4 روز از شروع قاعدگی ناپدید می شوند
اختلال دیسفوریک لوتئال دیررس (LLDD) که به عنوان اختلال نارسایی پیش از قاعدگی (PMDD) نیز شناخته می شود، شدیدترین شکل PMS است. این یک وضعیت پزشکی در نظر گرفته می شود که به شدت کیفیت زندگی زنان را مختل می کند و اغلب باعث می شود که آنها به دنبال درمان دارویی باشند.
به دلیل درک ضعیف مکانیسم های زمینه ساز PMS، علت دقیق این اختلالات قبل از قاعدگی نامشخص است و درمان های موثر محدود هستند . شناخته شده ترین فرضیه ها در مورد PMS مربوط به نوسانات هورمونی، پس از تخمک گذاری، رژیم های غذایی با کمبودهای تغذیه ای (به ویژه در ویتامین B6، منیزیم، و کلسیم)، سابقه پزشکی خانوادگی، که شامل افسردگی یا اضطراب و غیره است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد PMS در زنان با شاخص توده بدنی طبیعی (BMI) دو برابر بیشتر از زنان با BMI ≥ 25 کیلوگرم بر متر مربع است
زنان مبتلا به PMS علائم عاطفی یا جسمی را تجربه می کنند که باعث اختلال شدید اجتماعی یا شغلی می شود . دامنه علائم مرتبط با PMS گسترده است، از نظر شدت متفاوت است، از فردی به فرد دیگر متمایز می شود، و در طیف وسیعی از تخصص های پزشکی گسترش می یابد: از زنان تا روانپزشکی، و همه جنبه های زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد . بیش از 200 علامت و نشانه PMS شناسایی شده است . تا 98 درصد از زنان حداقل یک علامت جسمی و روحی را قبل از شروع چرخه قاعدگی خود گزارش می کنند.
فرانسه کمترین میزان سندرم پیش از قاعدگی (12%) و ایران بالاترین نرخ (98%) را دارند. PMS با سن، سطح تحصیلات یا توان مالی ارتباطی ندارد. بسته به شدت علائم، PMS می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی، کاهش بهره وری شغلی، افزایش وابستگی به مراقبت های پزشکی تخصصی و تداخل در روابط بین فردی و فعالیت های روزانه شود. علاوه بر این، PMS ممکن است خطر ابتلا به فشار خون را افزایش دهد، بر عملکرد ورزشکاران و فعالیتهای روزانه تأثیر منفی بگذارد و به طور قابل توجهی با کاهش عملکرد تحصیلی مرتبط است .
به نظر می رسد رژیم غذایی یک عامل تعدیل کننده ضروری در کاهش و مدیریت برخی از علائم PMS باشد. اما تأثیر واقعی غذاها و مواد مغذی بر زنان مبتلا به اختلالات قاعدگی با دقت علمی کافی مورد مطالعه قرار نگرفته است. توصیه می شود از یک مدل غذایی سالم پیروی کنید که در آن غذاهای تازه و فرآوری نشده غالب باشد و از غذاهای غنی از کربوهیدرات ها یا چربی های تصفیه شده، نمک، الکل و نوشیدنی های محرک اجتناب کنید.
پیروی از یک رژیم غذایی سالم و مدیریت استرس از عوامل مهم در پیشگیری و مدیریت PMS است
در مطالعه ای که به تأثیر سه DP )الگوی غذایی)پرداخته است: DP سنتی، تخم مرغ زیاد، سس گوجه فرنگی، میوه و گوشت قرمز. DP سالم، سرشار از میوه های خشک، ادویه جات و آجیل و DP غربی، که با مصرف زیاد فست فود، نوشیدنی های گازدار و گوشت فرآوری شده مشخص می شود. DP های غربی به طور مثبت با PMS مرتبط بودند، در حالی که عادات غذایی سالم و سنتی همبستگی معکوس داشتند . تحقیقات نشان داده است که فستینگ کوتاه مدت متناوب می تواند منجر به فعالیت پاراسمپاتیک عالی تر و کاهش سطح کورتیزول لوتئال در زنان جوان شود. این نتایج نشان دهنده امکان ایجاد اثر ضد استرس در فاز لوتئال است که علائم قاعدگی را کاهش می دهد.
پیشنهاد شده است که دریافت کالری و همچنین انتخاب کربوهیدرات در طول دوره قبل از قاعدگی در زنان مبتلا به PMS که حساسیت بیشتری نسبت به نوسانات دورهای هورمونی یا انتقالدهندههای عصبی دارند، مهمتر است . بهبود خلق و خوی پس از مصرف کربوهیدرات با افزایش سروتونین مرتبط با تریپتوفان توضیح داده می شود که کمبود بالقوه عملکردی سروتونین در مغز را بهبود می بخشد و بنابراین به عنوان خود درمانی عمل می کند. در عین حال، رژیم غذایی با قند اضافی، به ویژه چربی های ساده، غذاهای سرخ شده، قهوه و الکل، ارتباط مثبتی با ایجاد PMS دارد. به منظور کاهش علائم PMS، متخصصان رژیم غذایی غنی از سبزیجات، میوه ها و فیبر سالم را توصیه می کنند
تحقیقات دیگری که تأثیر دریافت درشت مغذی ها را بر PMS مورد مطالعه قرار دادند، گزارش کردند که هیچ ارتباطی بین مصرف پروتئین، چربی، کربوهیدرات، فیبر و PMS یافت نشد.
روی دارای اثرات مفید متعددی از جمله اثرات ضد التهابی، آنتی اکسیدانی و ضد افسردگی است. به طور کلی، مکمل روی به مدت 12 هفته در میان زنان مبتلا به PMS تأثیر مفیدی بر علائم جسمی و روانی، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز داشت. با این حال، دادههای مربوط به اثرات مکمل روی بر نشانگرهای زیستی التهاب، استرس اکسیداتیو و اثرات ضد افسردگی در بین زنان جوان مبتلا به PMS کمیاب است
چندین مطالعه نشان داده اند که افراد مبتلا به PMS سطح سرمی کلسیم پایین تری دارند و مکمل کلسیم می تواند به طور قابل توجهی بروز PMS و علائم مرتبط با آن را بهبود بخشد با این حال، مطالعات بالینی بیشتری برای ایجاد ارتباط محکم بین کلسیم و PMS مورد نیاز است تحقیقات دیگر رویکرد مصرف زیاد کلسیم مرتبط با ویتامین D را در کاهش علائم PMS، از جمله کاهش خطر پوکی استخوان و برخی سرطان ها، توجیه کرده است مکمل کلسیم و ویتامین D به عنوان یک رویکرد ارزان، کم خطر، قابل قبول و در دسترس برای از بین بردن یا کاهش علائم توصیه می شود
مطالعات مختلف اهمیت ویتامین D را در تولید مثل زنان نشان میدهد، احتمالاً به دلیل تأثیرات آن بر هموستاز کلسیم، نوسانات چرخهای هورمون استروئید جنسی، یا عملکرد انتقال دهندههای عصبی . همچنین به کاهش دیسمنوره، التهاب و نشانگرهای آنتی اکسیدانی در زنان مبتلا به PMS و کمبود ویتامین D کمک می کند. در نوجوانان، درمان با ویتامین D با بهبود کیفیت زندگی مرتبط با PMS و اختلالات خلقی همراه است. همچنین تحقیقاتی وجود دارد که نشان می دهد مکمل ویتامین D به مدت 12 هفته تأثیر قابل توجهی بر سایر علائم PMS ندارد
مکمل منیزیم در پیشگیری از دیسمنوره، PMS و میگرن قاعدگی موثر در نظر گرفته می شود. ترکیبی از منیزیم با ویتامین B6 می تواند به طور موثر استرس قبل از قاعدگی را کاهش دهد و ویتامین B6 می تواند به طور موثری اضطراب را در زنان مسن کاهش دهد
تیامین (B1)، ریبوفلاوین (B2)، نیاسین (B3)، پیریدوکسین (B6)، اسید فولیک (B9) و کوبالامین (B12) ویتامین های ضروری در سنتز انتقال دهنده های عصبی هستند که به طور بالقوه در پاتوفیزیولوژی PMS نقش دارند. تحقیقات در مورد تأثیر رژیم غذایی نیاسین، پیریدوکسین، فولات و کوبالامین بر PMS ارتباط قابل توجهی نشان نداده است. مصرف ویتامین های B از مکمل ها با کاهش خطر PMS مرتبط نبود. اما، خطر ابتلا به PMS به طور قابل توجهی کمتر در زنانی مشاهده شد که تیامین و ریبوفلاوین زیادی از منابع غذایی دریافت کرده بودند
همچنین اثربخشی مکمل های غذایی به اندازه کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. اگرچه برخی تحقیقات ادعا می کنند که نه روغن گل مغربی و نه خار مریم اثر متفاوتی نسبت به دارونما ندارند ، تحقیقات دیگر تأثیر مثبت روغن گل مغربی را بر PMS نشان می دهد . همچنین تأثیر بالقوه سودمند کورکومین در کاهش شدت علائم PMS، که احتمالاً با تعدیل انتقال دهنده عصبی کورکومین و اثرات ضد التهابی انجام میشود، ذکر شده است.
شواهد محدودی از ترویج رژیم غذایی سالم، ورزش و مکمل های ویتامین در کاهش PMS حمایت می کند، اما تبلیغات آنها به دلیل مزایای ظاهری سلامتی آنها به طور کلی توصیه می شود. اصلاح سبک زندگی و ورزش منظم ممکن است در موارد خفیف PMS تأثیر مثبت بیشتری داشته باشد. در عین حال، توصیه می شود مصرف نمک، کافئین و تنباکو را به حداقل برسانید مطالعهای روی دانشآموزان در امارات متحده عربی گزارش داد که مصرف میوه با کاهش خطر علائم رفتاری مرتبط است و سیگار کشیدن و مصرف غذاهای پرکالری (پرچرب، شکر و نمک) بهعنوان عوامل خطر حیاتی برای PMS شناسایی شدند.
شناخته شده ترین فرضیه ها که علل PMS را توضیح می دهند، با نوسانات هورمونی و کمبودهای تغذیه ای، به ویژه ویتامین B6، منیزیم و کلسیم مرتبط هستند•
امیر احمدی
14 Aban 1404